اين كتاب گفت‌وگو شود كه احتمالاً چشم‌گيرترينش مربوط به‌روش نگه‌داري و بسته‌بندي ماهي‌ آزاد است‌، اختراعي كه درباره‌ٴ ارزش اقتصادي آن جاي هيچ مبالغه‌اي نيست‌. اين اختراع احتمالاً مربوط به آغاز سده‌ٴ چهاردهم است‌، ولي آيا همان‌طور كه من مايلم فكر كنم (مطلب مربوط به‌ بوكِلْس را ببينيد) اين‌كار در زلاند هلند صورت گرفت يا در نروژ يا سوئد؟ شايد در هر كشور بخشي از آن انجام شد. البته يك اختراع به‌ندرت كامل است و بيشتر حلقه‌اي است از يك رشته‌ٴ بي‌پايان‌. هر حلقه منشأ خود را دارد و داستان خود را؛ درك اهميت نسبي آن هميشه دشوار و گاهي ناممكن است‌.
گاه برخي اختراعات سريع‌اند و تا دوردست مي‌روند و دگرگوني‌ها يعني اختراعات تازه را تسريع مي‌كنند، ولي اختراعات ديگر از هر جهت حالت ايستا دارند. آنها رشد نمي‌كنند و داراي‌ ارزش موضعي‌اند.1
بالاخره نيروي لختي انسان اغلب بسيار قوي است و در برابر نوآوري‌ها، علي‌رغم‌ سودمندي‌شان‌، ايستادگي مي‌كند. از اين رو، بررسي ابزارهايي كه مردمي در زمان معيني به‌كار مي‌بردند تنها ثابت مي‌كند كه آنها در آن زمان يا پيش از آن ساخته شده‌اند. ابزارهايي را كه در هرزماني به‌كار رفته‌اند مي‌توان از آن هر تاريخي مقدم بر آن زمان دانست‌، اين يك موضوع‌ تجربه‌ٴ عمومي است‌. يكي از سركارگرهاي ماريت پاشا، مصرشناس فرانسوي (متوفا 1881) هنوز صورت خود را با يك تيغه‌ٴ سنگ چخماق مي‌تراشيد! من در فرانسه ابزارهاي اوليه‌اي را ديده‌ام كه مي‌توانست زيبنده‌ٴ موزه‌ها باشد، ولي هنوز عملاً مورد استفاده قرار مي‌گرفت و اين‌ كاربرد در كنار ابزارهاي برقي صورت مي‌پذيرفت‌. در سوريه به كرّات شاهد كاروان‌هاي قرون‌ وسطايي بودم كه در همان جاده‌هاي اتومبيل‌رو حركت مي‌كردند. هر سياحي مي‌تواند داستان‌هاي مشابهي بگويد. از اين گذشته‌، تقريباً هر كس مي‌تواند در اطرافش‌، اگر نه در ميان‌ باروبنه‌ٴ خودش‌، چنين ((سنگواره‌))هايي راكشف كند.
اوضاع و شرايط متعاقب هر اختراع از اين هم نگران كننده‌تر است‌. ما در فهم اين‌كه يك ابزار انفرادي بهتر ممكن است براي مدتي دراز مورد توجه قرار نگيرد دچار مشكلي نمي‌شويم‌، به‌ويژه هنگامي كه مخترع مايل باشد ثمره‌ٴ اختراعش را در انحصار خود داشته باشد، ولي چگونه‌ است كه پيگيري اختراعات‌ِ داراي‌ِ اهميت اجتماعي چنين دشوار است‌؟ قطب‌نما را در نظر بگيريم‌. نوشتن تاريخ اوليه‌ٴ آن بسيار دشوار است‌، ولي اين شايد به خاطر رازداري دريانورداني‌ باشد كه نخست از مزاياي آن برخوردار شدند. اكنون توپ و ساعت را در نظر بگيريم‌. تاريخچه‌ٴ


Louis de Launay: La conquete minerale (p. 47, Paris 1908) .1
او موارد مشابهي از اين ناهم‌زماني را ذكر كرده است‌.